اگر از قالب جدید ثــابتیــــن خوشتون اومده (کلیک کنید)
لطیفه
latifeh-seri-sevom
لطیفه اوّل:طرف پیکان مدل ۵۶ داره.... پوکیده.... یه درش رو می بندی سه در دیگه اش وا میشه...اصن یه وضعی...اونوقت با خط نستعلیق رو شیشه عقب نوشته..... هرچه دارم از دعای خیر مادرم دارم....یکی نیست بهش بگه بیجاره تو عاق ...
latifeh-khandehdar-do
لطیفه اوّل:بچه که بودم پدر مادرم هر موقع حواسشون نبود جلو من حرف زشتی میزدن، برای اینکه حساس نشم و یاد نگیرم،میگفتن "فرانسوی حرف زدیم"خلاصه اینطوری بود ک تو دبستان معلممون پرسید کسی زبون دیگه ای بجز فارسی بلده؟منم هرچی ...
latifeh-seri-dovom
لطیفه اوّل: درویشی بی چیز به خواجه گفت : اگر در خانه ی تو بمیرم با من چه می کنی ؟ خواجه گفت : تو را کفن می کنم ، بر تو نماز می خوانم و به گور می سپارمت ...
latifeh-khandehdar-yek
لطیفه اوّل: از یارو میپرسن: برای زلزله زده ها چه کمکی کردی؟ میگه: متاسفانه دستم خالی بود، انشاءالله زلزله بعدی جبران می کنم لطیفه دوم: یکی به رفیقش می گه : شنیدم تو ظرف شستن به زنت کمک می کنی؟ ...
latifeh-seri-avval
لطیفه اوّل: لطیفه اعرابی و شتر قربانی اعرابی ای روز عید قربان شتری را قربانی کرد، به هر مجلسی که می رفت از قربانی نمودن شتر یاد می نمود. عده ای گفتند: تا به کی می خواهی از قربانی کردن ...
توسط
تومان