اگر از قالب جدید ثــابتیــــن خوشتون اومده (کلیک کنید)

لطیفه خنده دار سری اول

لطیفه خنده دار سری اول

لطیفه اوّل:

از یارو میپرسن: برای زلزله زده ها چه کمکی کردی؟

میگه: متاسفانه دستم خالی بود، انشاءالله زلزله بعدی جبران می کنم

 

لطیفه دوم:

یکی به رفیقش می گه : شنیدم تو ظرف شستن به زنت کمک می کنی؟

زن ذلیل! می گه خب مگه چیه . اونم تو رخت شستن به من کمک می کنه

 

لطیفه سوم:

یکی میگه: من” ‏حافظ کل قرآنم”، ‏یارو میگه: ‏از این قران کوچیکا یا بزرگا

 

لطیفه چهارم:

یارو میره در خونه دوستش و هر چی در میزنه کسی درو باز نمیکنه، با خودش میگه فکر کنم درشون خرابه، بهتره زنگ بزنم

 

لطیفه پنجم:

یارو میره جبهه فرداش بر میگرده میگن چرا برگشتی؟ میگه پدر سوخته ها به قصد کشت تفنگ بازی میکردن

 

لطیفه ششم:

به یارو میگن: حالت چطوره؟ میگه: بد نیست تازه موکتش کردم

 

لطیفه هفتم:

يه نفر ميره كارواش بهش ميگن پس ماشينت كو ؟ ميگه راه نزديك بود پياده اومدم

 

لطیفه هشتم:

معلم: براي قطع جريان برق بايد چي كار كنيم؟

شاگرد: بايد قبض برق رو پرداخت نكنيم

 

لطیفه نهم:

فالگیر : فردا شوهرتون میمیره

زن : اینو که خودم میدونم . بهم بگو گیر پلیس می افتم یا نه؟

 

لطیفه دهم:

به یکی میگن یه موجود نام ببر ، میگه يخ … ، میگن آخه یخ که موجود محسوب نمیشه ،

میگه چرا من خودم صد بار دیدم نوشتند یخ موجود است

 

لطیفه یازدهم:

نصیحت یه شوهر به زنش: هر وقت یه سوسک تو دستشویی دیدی با دمپایی فورا نکوب رو سرش…

بی توجه از بغلش رد شو… این کار از صدتا فحش براش بدتره

 

لطیفه دوازدهم:

طرف یه تیکه آشغال مي پره تو چشمش . می ره جلوی آينه تو چشش فوت ميكنه.

خانمش بهش ميگه ديوونه تو فوت نكن بذار اون فوت كنه!

 

لطیفه سیزدهم:

دو هندوانه فروش نزدیک به هم بساط کرده و مشغول فروش هندوانه بودند.
اولی فریاد می زد: بیا که هندوانه دارم، قند عسل، نبات، قرمز قرمز، بیا بیا به شرط چاقو،

هندوانه فروش دومی بدون این که فریاد بزند، خطاب به عابران می گفت: هرچی اون می گه منم دارم!

 

لطیفه چهاردهم:

اگه دیدی یه سوسک پشت و رو افتاده و داره دست و پا می زنه، فکر نکن با دمپائی زدنش… داره به قیافه تو می خنده

 

لطیفه پانزدهم:

حیف نون با ذوق به دوستش میگه :بالاخره بعد از 2 سال این پازل رو تمومش کردم!

دوستش میگه 2 سال زیاد نیست؟

میگه:نه بابا رو جعبش نوشته 7 تا 10 سال !

 

لطیفه شانزدهم:

آدمی باید روزی 8 ساعت بخوابه!

نه واسه خودش!!

واسه سلامتی باطری گوشیش

 

لطیفه هفدهم:

افسر داشته امتحان رانندگی میگرفته.

از حیف نون میپرسه:اگه یه نفر وسط خیابون بود،

بوق میزنی یا چراغ؟

حیف نون میگه:برف پاک کن جناب سروان!

افسر تعجب میکنه،

میپرسه:یعنی چی؟

یارو میگه:جناب سروان،

یعنی یا برو این طرف یا برو اون طرف

 

لطیفه هجدهم:

خیلی وقته فکرم به این مشغول شده
که همه پرنده ها نر و ماده شون یه اسم داره
چرا مرغ و خروس دوتا اسم متفاوت دارن !؟

 

لطیفه نوزدهم:

اکثر مکالمه های من و بابام :
من : سلام بابا !
بابام : نه

 

لطیفه بیستم:

يه نفر ميره بانك وام بگيره ضامن نداشته منفجر ميشه

 

توجّه توجّه

به ثــابتیـــن کلیک رنجه فرمودید…
در این پست: لطیفه خنده دار سری اول را قرار داده ایم
لطفاً برای بهتر شدن سایت ثابتین با نظرات ارزنده خود ما را یاری نمایید تا بتوانیم مطالب بهتری را برای شما کاربران نت فراهم نماییم…
ثــابتیـــن از توجه شما به این پست تشکر نموده و از شما دعوت می کند که از دیگر مطالب سایت نیز دیدن فرمایید…
بدیهی است که دیدگاه های شما ما را در جهاد فرهنگی در فضای سایبری یاری خواهد کرد…
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × 5 =

توسط
تومان